امام سجاد(ع) و صحیفه سجادیه                         صحیفه سجادیه

                             نگهداری نسخه‌ خطی نفیسی از صحیفه امام سجاد علیه السلام+عکس


نگهداری نسخه‌ خطی نفیسی از صحیفه امام سجاد علیه السلام+عکس

نسخه‌ خطی نفیسی از صحیفه امام سجاد علیه السلام، متعلق به سال 1075، در گنجینه مخطوطات کتابخانه مرکزی آستان قدس رضوی،‌نگهداری می‌شود.

به گزارش قدس انلاین،رئیس اداره مخطوطات سازمان یاد شده، با بیان این مطلب گفت: این نسخه نفیس در شعبان سال 1075، به دست جعفربن عبدالله حسینی کتابت شده است. سید محمدرضا فاضل هاشمی، با اظهار اینکه این کتاب به آستان قدس رضوی اهدا شده است، بیان کرد: وقف‌نامه آن، در پشت صفحه آغازین در سال 1363 نگاشته شده است. وی در وصف این نسخه نفیس توضیح داد:‌ این کتاب در 139 برگ و در ابعاد 8 * 7/14، به خط نسخ معرب خوش و 12 سطر در هر صفحه به نگارش درآمده است. فاضل هاشمی،‌ کاغذ به کار رفته در این نسخه را آهار مهره نخودی،‌ خواند و افزود: نسخه یاد شده، دارای سرلوح و کتیبه و حاشیه مذهب و منقش است و بین سطور در صفحه اول، طلا اندازی شده است. وی در ادامه تشریح کرد: جلد این کتاب، تیماج ضربی است، عناوین، ‌به خط ثلث و به قلم زر نگاشته شده است و جدول بندی صفحات به زر و تحریر مشکی است. فاضل هاشمی، با بیان اینکه، این نسخه دارای سرلوح مزدوج، پیشانی نیم ترنجی و حاشیه تشعیری است، گفت: سرلوح، یک سوم صفحه را در برگرفته است.

به گزارش روابط عمومی و امور بین الملل سازمان کتابخانه ها، موزه ها و مرکز اسناد آستان قدس رضوی،‌  وی در پایان افزود: نام کاتب، در مثلث وارونه ‌ای، با عبارت « تم علی ید احقرالعباد ابن عبدالله جعفرالحسینی» ثبت شده است.
گفتنی است، کتابخانه مرکزی آستان قدس رضوی با بیش از 85هزار نسخه خطی از دوره های زمانی مختلف و در موضوعات گوناگون، از قطب‌های علمی فرهنگی و هنری جهان اسلام به شمار می‌رود.
 


+ نوشته شده درپنجشنبه هفتم آذر 1392ساعت 16:34توسط فاطمی نوش آبادی |

http://fatemi.persiangig.com/ghaz/right.png

                             صحیفه سجادیه فرهنگنامه اخلاق اجتماعی است


بررسی مهندسی معنوی امام سجاد(ع) در گفت و گو با کارشناسان حوزه و دانشگاه؛

صحیفه سجادیه فرهنگنامه اخلاق اجتماعی است

گروه معارف/ آمنه مستقیمی - مروری بر زندگانی ائمه معصوم(ع) نشان می‌دهد که هر یک از آنها به شیوه‌ای هدایت جامعه را بر عهده گرفته‌اند، ...

یکی با خلافت، یکی با صحیفه، دیگری با قیام و یکی با لسان دعا. امام سجاد (ع) امامی است که به دلیل خفقان سیاسی اجتماعی پس از واقعه کربلا با سلاح دعا و راز و نیاز با معبود، هدایت و روشنگری جامعه را در پیش گرفتند.
مهندسی امام سجاد(ع) در صحیفه سجادیه برای بازسازی جامعه و احیای اسلام ناب موضوعی است که در گفت و گو با کارشناسان به بحث گذاشته شده است.
حجت الاسلام والمسلمین احمد مبلغی؛ رئیس دانشگاه مذاهب اسلامی درباره شرایط سیاسی اجتماعی که زمینه ساز خلق صحیفه سجادیه شده است، گفت: دوره امام سجاد (ع) پس از نهضت عاشورا واقع شده بود، بنابراین ابتدا باید بدانیم این نهضت برای تغییر چه شرایطی بوده و بعد به فلسفه و کارکرد صحیفه سجادیه پی ببریم.
وی اظهار داشت: نهضت عاشورا در شرایطی رخ داد که بی‌اخلاقی در جامعه به اوج خود رسیده بود و از اخلاق هیچ خاستگاه و مبنایی در جامعه باقی نمانده بود.
حجت الاسلام مبلغی تصریح کرد: امیرالمومنین(ع) وقتی جامعه خود را تعریف می‌کنند، می‌فرمایند«ما در زمانه‌ای بسر می‌بریم که مردم نیرنگ را زرنگی می‌پندارند». بنابراین جامعه آن روز که باید فرهنگ اسلامی انسانی می‌داشت فاقد آن بود و وقتی مردم نیرنگ را ارزش بدانند، فرهنگ جامعه وارونه شده و امکان آشکاری شخصیت‌ انسانهای صادق ممکن نیست و نفاق و نیرنگ و حیله و استفاده از هر امری برای پیشبرد اهداف جامعه را به بدترین جوامع تبدیل می‌کند و از این پس مکر همه ارزشها را بلعیده و به شکل صوری این ارزشها را دستاویز خود قرار می‌دهد.
اما اباعبدا...(ع) این جامعه را تغییر داد چون یک تعهد، خلوص، پاکی و دوری از مکر و رفتن به کام مشکلات و خط بطلان‌کشیدن به مکرها را در نظر داشت و همین امر باعث شد فطرت خفته جامعه بیدار شود و در پی آن قیام توابین یعنی بازگشت از جامعه مکرزده شکل گرفت.


تکمله ای بر قیام کربلا
رئیس مرکز پژوهشهای اسلامی مجلس شورای اسلامی تصریح کرد: این توبه حرکتی اجتماعی بود، اما چون ابعاد گسترده‌ای نداشت زود رو به افول گذاشت. در چنین شرایطی صحیفه‌ سجادیه توسط امام سجاد(ع) عرضه شد که بر چند نکته اساسی تأکید داشت، نخست «اخلاق»، زیرا به دلیل انحطاط اخلاقی که جامعه دچار آن بود این صحیفه پس از کربلا با روزنه گشوده ‌شده با طرح عالی‌ترین مکارم اخلاقی توانست نهضت عاشورا را تکمیل کند. در واقع صحیفه سجادیه تکمله نهضت کربلا برای بازگرداندن اخلاق جامعه منحط از مکر به مسیر صحیح است.
وی تأکید کرد: این صحیفه طوفانی از اخلاق را با همه مصادیق و تفاسیر در همه ابعاد زندگی اجتماعی، فردی، خانوادگی و غیره به یکباره با شیواترین بیان ارایه کرد، اگر صحیفه سجادیه نبود عمق نهضت عاشورا در تاریخ تحقق عینی نمی‌یافت و دوباره جامعه به جاهلیت باز می‌گشت، آن هم جاهلیتی نوین.
رئیس دانشگاه مذاهب اسلامی درباره ویژگی های منحصر صحیفه سجادیه ابراز کرد: نکته قابل توجه آنکه مکارم اخلاقی امام سجاد(ع) فردی نبود، بلکه اخلاق اجتماعی در صحیفه ایشان انعکاس یافت، در حالی که برخی از ما بر اساس خیال خام خود برخلاف آن می‌پنداریم، چون جامعه از اخلاق دور شده بود چنین فجایعی رخ داد و این مشکلات بروز کرد، از این رو امام(ع) مشکلات جامعه را در لسان دعا ترسیم کرد.
وی عنوان کرد: دیگر محور صحیفه سجادیه تقویت ارتباط انسان با خدا بود که مهمترین بعد آن دعاست، صحیفه سجادیه با لباسی از دعا ارایه شد، اگرچه مضامین والایی عرضه کرده، اما همه آنها در قالب دعاست و این بیانگر چند نکته مهم است، نخست آنکه مفاهیم اخلاقی در ارتباط انسان با خدا تجلی دارد، یعنی اخلاق در جامعه تبلور نمی‌یابد، مگر در سایه ارتباط انسان با خدا.


پیوند ناگسستنی دعا و اخلاق
حجت الاسلام مبلغی افزود: در صحیفه سجادیه دعا و اخلاق نه تنها جدا نیستند، بلکه پیوندی ناگسستنی دارند. این دو نه‌ تنها به حوزه‌های جداگانه نمی‌پردازند، بلکه مصداق یکسان داشته و هم ارتباط با خدا را بر عهده دارند و هم کارکرد اخلاق در مناسبات اجتماعی را ترسیم می‌کنند. صحیفه سجادیه کتاب فرهنگ است، وقتی پذیرفتیم اخلاق اجتماعی فرهنگ جامعه است یعنی صحیفه سجادیه را دارای توانمندی بازسازی نظام فرهنگی جامعه دانسته‌ایم، اگر آن را فراتر از دعای فردی به متن جامعه بیاوریم و آموزه‌های آن را فارغ از شعار به درون جامعه تسری دهیم هم ارتباط با خدا تقویت می‌شود که بسیاری از ما در آن دچار مشکل هستیم و هم مناسبات فردی و اجتماعی تقویت می‌شود، اما متأسفانه ما میراث فکری خود را به حاشیه رانده‌ایم و تنها نامی از باب ایجاد افتخار از آنها می‌بریم.
وی ابراز کرد: این در حالی است که صحیفه سجادیه در باب مناسبات اجتماعی، نوع برخورد افراد با یکدیگر، صفات انسانی و مواردی از این قبیل به تفصیل سخن می‌گوید و ضرر بزرگ ما این است که آن را در کتابخانه‌ها و روی طاقچه‌ها محصور کرده‌ایم و این میراثی است که گاه می‌تواند جامعه را از حیث فرهنگی متحول کند و متضمن حقوق والای اجتماعی است، زیرا جامعه آن زمان به لحاظ حقوقی کاملاً غیرمنسجم و غیرمنضبط بود.
رئیس دانشگاه مذاهب اسلامی درباره تفاوت عرفان موجود در صحیفه سجادیه با عرفانهای نوظهور و کاذب بیان کرد: عرفان در مکتب اهل بیت (ع) نه به معنای انزواطلبی مربوط به عزلت‌ها و گوشه‌نشینی‌ها و نه به معنای محرو‌م‌کردن خویش از نعمت‌ها و دوری از جامعه
 است.


عرفان اهل بیت (ع) حضوری فعال و همراه با لطافت در جامعه دارد
وی تصریح کرد: این عرفان به معنای عرفانهای کاذب که از انسان موجودی تک‌بعدی، متوهم و مشغول به سرگرمی‌ها می‌سازد نیز نیست، بلکه عرفان اهل بیت(ع)عرفانی است که یک بعد آن ارتباط انسان با خدا، یک بعد آن ارتباط انسان با انسان و یک بعد آن ارتباط اجتماعی را ترسیم می‌کند و در جامعه حضوری فعال همراه با لطافت دارد.
حجت الاسلام مبلغی خاطرنشان کرد: این عرفان از خاستگاه معنویت، مناسبات اجتماعی را به بهترین شکل ارایه می‌کند و عرفان حضوریافته در زندگی و غیرمتعارف با ابعاد اجتماعی زندگی است، بلکه مکمل آن بوده و به همه نیازهای فطری پاسخ می‌دهد، اما ما متأسفانه از این عرفان اصیل دور مانده‌ایم.
مدرس حوزه علمیه قم نیز درباره جایگاه صحیفه سجادیه در شکل گیری عرفان اسلامی گفت: عرفان اسلامی سه مشخصه اساسی دارد، توحید، موحد (انسان کامل) و آنچه در رفتار و گفتار انسان عارف ظاهر می‌شود.
حجت الاسلام والمسلمین محسن غرویان با بیان این مطلب که در صحیفه سجادیه این سه عنصر تجلی دارد، تصریح کرد: کسی که می‌خواهد در این صحیفه به تحقیق و پژوهش پیرامون عرفان اسلامی بپردازد باید درپی یافتن این سه عنصر باشد.


صحیفه سجادیه نقطه مقابل عرفانهای کاذب
عضو هیأت علمی جامعه المصطفی (ص) العالمیه، اشراف بر صحیفه سجادیه را عامل شناخت خود وعرفانهای کاذب را مبتنی بر نفسانیات دانست و بیان کرد: عرفانهای کاذب و تصوف های ساختگی بشر نمی‌تواند انسان را به مقام کمال برساند، بلکه دامهایی از نفس اماره انسان هستند.
وی تأکید کرد: با ورود به صحیفه سجادیه انسان به سستی و بی بنیانی عرفانهای کاذب و مکاتبی که به عنوان مکاتب عرفانی مطرح شده‌اند، پی می‌برد.
قائم مقام ستاد اقامه نماز کشور هم با بیان این مطلب که ادعیه امام سجاد(ع) عمدتاً حول محور حمد و ثنای الهی متمرکز است، گفت: تمامی سطوح شناخت امام، ولی و رهبر الهی در کلام امام سجاد(ع) مشاهده می‌شود که تفصیل هر یک تخصصی است.
حجت الاسلام محمدجواد کلباسی اظهار داشت: فهم مسایلی مانند معرفت الهی، امامت، نبوت، ملائکه و... نیازمند تدبر در صحیفه سجادیه، یعنی معارفی است که در لسان دعای امام سجاد(ع) جای گرفته است.
حجت الاسلام کلباسی درباره جایگاه صحیفه سجادیه در شکل‌گیری مکتب عرفان اسلامی نیز تصریح کرد: متاسفانه صحیفه سجادیه از جمله کتبی است که قدر آن ناشناخته مانده است، یعنی منزلت این کتاب نه تنها در میان قاطبه مسلمانان، بلکه برای شیعیان نیز ناشناخته مانده است.


منبعی برای شناخت وحی
حجت‌الاسلام کلباسی بیان کرد: این کتاب در عین اختصار موضوعی و مفهومی که مشتمل بر 54 دعاست، برگردان و تلفیقی از آیات وحی به لسان دعاست، البته این یک مکتب تربیتی است، نه راز و نیاز صرف با خداوند. یعنی ایشان سعی کرده‌اند والاترین مکاتب تربیتی را با لسان دعا تشریح کنند.
وی با بیان این مطلب که امام سجاد(ع) زیباترین و جامع‌ترین آموزه‌های تربیتی را به لحاظ روحی و معنوی در صحیفه سجادیه ارایه کرده‌اند، ابراز داشت: وقتی ما به ادعیه اخلاقی مراجعه می‌کنیم درمی‌یابیم آنچه در مصحف شریف آمده، در لسان دعا نیز آمده است. پس باید توجه داشت صحیفه سجادیه مکتبی تربیتی است که آنچه قرآن می‌خواهد از انسان بسازد را در قالب دعا مطرح می‌کند.
حجت‌الاسلام کلباسی دعا را سیره و روش اهل بیت(ع) دانست نه روش خاص امام سجاد(ع) و بیان کرد: اما شرایط زمانی و ویژگی‌های عصر امام چهارم شیعیان(ع) بعد از واقعه کربلا و همراهی هشدارها، فشارها و مسایل مختلف آن زمان، این روش را به اوج رساند؛ یعنی زمانی شرایط قیام را ایجاب می‌کرد، زمانی علم‌پروری و جهاد و زمانی دیگر صلح، اما در زمان ایشان به دلیل مسدود بودن دیگر راه‌ها، تنها راه دعا باز بود از این رو، این مضامین الهی و دینی با لسان دعا مطرح شده است.


+ نوشته شده درشنبه دوم آذر 1392ساعت 18:15توسط فاطمی نوش آبادی |

http://fatemi.persiangig.com/ghaz/right.png

                             قرآن منسوب به دستخط امام سجاد(ع) در موزه آستان قدس نگهداری می شود

یک جلد قرآن منسوب به دستخط امام سجاد(ع) و 345 نسخه خطی از کتاب صحیفه سجادیه آن حضرت به عنوان یادگارهای ارزشمند در موزه و کتابخانه مرکزی آستان قدس رضوی در مشهد نگهداری می شود.  صحیفه سجادیه


رییس سازمان کتابخانه ها، موزه ها و مرکز اسناد آستان قدس رضوی گفت: قرآن منسوب به دستخط امام سجاد(ع) در قطع بیاضی به اندازه 6/9 در 5/15 سانتیمتر بر روی پوست آهو و به خط کوفی نگاشته شده است.


ˈ«محمدهادی زاهدی» افزود: جلد این قرآن چرمی دو رو با چفت و بند برنجی است اما اگر به صفحات آن نگاه کنید در هر صفحه از این قرآن نفیس 16 سطر با اعراب و اعجام نگاشته شده و بین هر الف و لام یک خط مستقیم کشیده شده و در فاصله هر 10 آیه یک ستاره به زر، شنگرف و زنگار تیره نقش شده است.

وی اظهار داشت: این قرآن دارای 369 ورق و تمام اوراق آن در سال 1294 در زمان تولیت مرحوم میرزا ˈسعیدخان انصاریˈ معروف به ˈموتمن الملکˈ متن و حاشیه شده است.

رییس سازمان کتابخانه ها، موزه ها و مرکز اسناد آستان قدس رضوی گفت: در صفحه آخر این قرآن عبارت «قوله الحق وله الملک. انّ الله لا یخلف المیعاد، کتبه المنتظر بوعده علی بن الحسین بن علی بن ابیطالب» ˈ ذکر شده و در حاشیه صفحه هشت فقره یادداشت تاریخی «ˈزیارت شد»  وجود دارد که یادگارانی از سالهای 1296 تا 1342 مرقوم و ممهور به مهر متصدیان شده است.

وی افزود: در کتابخانه مرکزی آستان قدس نیز 345 نسخه خطی از صحیفه سجادیه امام سجاد(ع) وجود دارد که در طول 11 قرن گذشته توسط افراد مختلف به این کتابخانه اهدا شده است.


منبع:ایرنا


+ نوشته شده درپنجشنبه سی ام آبان 1392ساعت 16:13توسط فاطمی نوش آبادی |

http://fatemi.persiangig.com/ghaz/right.png

                             «رساله الحقوق» امام سجاد(ع) را ثبت جهانی کنیم

مسئول مرکز احیاء آثار ملاحبیب الله شریف کاشانی در گفت و گو با قدس آنلاین:

«رساله الحقوق» امام سجاد(ع) را ثبت جهانی کنیم

 امام سجاد(ع) پس از واقعه کریلا در سخت ترین شرایط ممکن به زعامت شیعیان پرداختند. زیرا واقعه کربلا باعث شد تا شرایط سیاسی و اجتماعی بر پیروان آن حضرت سخت تر شود. لذا آن حضرت با اهتمام به این وضعیت به ارایه دیدگاه های خود در قالب دعا و نیز بیان حقوق گوناگون پرداختند.

طی گفتگو با حجت الاسلام و المسلمین حسین شریف کاشانی مسئول مرکز احیاء آثار ملاحبیب الله شریف کاشانی به ابعاد اقدام انجام شده پرداخته ایم که می خوانید:*دوران امامت امام سجاد (ع) به لحاظ تاریخی و عقیدتی چه ویژگی هایی داشت ؟
-امام زین العابدین (ع) در دوران امامت خود با زمامدارانی چون یزید،عبدالله بن زبیر، معاویه بن یزید، مروان بن حکم، عبدالملک بن مروان و ولـید بن عبدالملک معاصر بوده است.
با مطالعه شیوه زمامداری حاکمان نامبرده روشن می شود که آنان عموماً از حکام جور بوده‌اند . کشتن، ساده‌ترین وسیله‌ای بود که در آن کشاکش بکار می‌رفت؛ چه مثله کردن جسدها از روی کینه و انتقام و حلق آویز کردن از درختان بسیار معمول بود. دست‌ها و پاها را می‌بریدند و شکنجه‌های گوناگون بدنی از جمله چیزهایی بود که همیشه از آن سخن می رفت .
اختناق شدیدی در منطقه نفوذ خاندان پیامبر(ص) به ویژه مدینه در حجاز و کوفه در عراق حاکم شد و شیعیان وپیروان امامان که دشمنان بنی امیه به شمار می آمدند دستخوش ضعف و سستی گردیدند و تشکل و انسجامشان ازهم پاشید .
امام سجاد(ع) با اشاره به این و ضع ناگوار می فرمود درتمام مکه و مدینه بیست نفر نیستند که ما را دوست بدارند «مسعودی» مورخ نامدار «در اثبات الوصیه» تصریح می کند که : علی بن الحسین(ع) امامت را بصورت مخفی و با تقیه شدید و در زمانی دشوار عهده دار شد .
امام صادق (ع) در ترسیم این وضع تلخ و اندوهبار می فرمود : «مردم پس از شهادت حسین بن علی (ع) از اطراف خاندان پیامبر پراکنده شدند. جز سه نفر ، سپس افرادی به آنان پیوستند و تعدادشان افزون گشت».
فساد مالی و انحطاط اخلاقی در زمان حکومت یزید چنان گسترده شد که دو شهر مقدس مکه و مدینه نیز ازاین آلودگی ها محفوظ نماند . مسعودی در مروج الذهب می نویسد : «فساد و آلودگی یزید به اطرافیان و عمال وی نیز سرایت کرد ، در زمان او سازو آواز در مدینه و مکه آشکار گردید و مجلس بزم برپاشد و مردم آشکارا به شرابخواری پرداختند .»
این وضع در زمان عبدالملک نیز همچنان ادامه یافت . بطوریکه «شوقی ضیف» پس از بیان گسترش اشرافیت و رفاه زدگی در شهر مکه و مدینه می افزاید : «گوئی این دو شهر بزرگ حجاز را برای خنیاگران ساخته بودند ، تا آنجا که نه تنها مردمان عادی ، بلکه فقیهان و زاهدان نیز به مجالس آنان می شتافتند .
*امام (ع) شیعیان را که با محدودیت ویژه ای مواجه بوده اند چگونه گرد هم آوردند و از چه ابزاری برای تهیه خوراک فکری آنان بهره بردند ؟
- زین العابدین(ع) در این راه از چند عنصر مهم بهره جستند؛ زنده نگه داشتن یاد و خاطره عاشورا با گریه و پند و ارشاد که نتیجه آن کادر سازی بود از جمله راهبردهای امام سجاد برای انسجام جامعه شیعی بود.
نمونه آن موعظه نسبتاً مفصلی است که آن را ابو حمزه ثمالی یکی از بهترین و نزدیکترین یاران آن حضرت نقل می کند. متن این روایت گواهی می دهد که در جمع شیعیان و پیروان خاص آن حضرت بیان شده است .
«خداوند ما و شما را از مکر ستمگران و ظلم حسودان و زورگویی جباران حفظ کند . ای مؤمنان ! شما را طاغوتیان دنیا طلب که دل به دنیا سپرده و شیفته آن شده اند و به دنبال نعمتهای بی ارزش و لذتهای زودگذر آن هستند نفریبند ....
به جانم سوگند ، در ایام گذشته حوادثی را پشت سر گذاشتید و از انبوه فتنه ها به سلامت گذشتید در حالیکه پیوسته از گمراهان و بدعت گذاران و تبهکاران در زمین دوری و تبری می جستید پس اکنون نیز از خدا یاری بخواهید و به سوی فرمانبری از خدا و اطاعت از ( ولی خدا ) که از حاکمان کنونی شایسته تر است برگردید».
حتی بنا به اظهار دانشمند بزرگ شیعه شیخ مفید(ره) « فقهای اهل تسنن به قدری علوم از او نقل کرده اند که به شمارش نمی گنجد و مواعظ و دعاها و فضائل قرآن و حلال و حرام به حدی از آن حضرت نقل شده است که در میان دانشمندان مشهور است که اگر بخواهیم آنها را شرح دهیم سخن به درازا می کشد».
راهبرد دیگر امام سجاد، تبیین معارف و تهییج مردم به معنویت و امور خیر در قالب دعا که به تدوین صحیفه سجادیه انجامید و از طرف دانشمندان برجسته ما به « اخت القرآن» « انجیل اهل بیت ع» و « زبورآل محمد » لقب گرفته است، بود.
* دو اثر امام سجاد بسیار معروف است : « صحیفه سجادیه » و « رساله الحقوق » تحلیل شما از چرایی تألیف رساله الحقوق چیست ؟
- در زمان امامت امام سجاد(ع)، جامعه دچار انحطاط فکری و اخلاقی شده بود و زمینه قیام مسلحانه علیه حکام جور نبود. علی بن الحسین(ع) لازم دیدند که کار فرهنگی مؤثرانجام دهند و با آگاه کردن مردم نسبت به حقوق یکدیگر اعم از فردی و اجتماعی به تربیت آنها بپردازند تا شاید نیروهایی در آینده ولو دراز مدت به وجود بیایند تا دین خدا به ویژه مذهب اهل بیت (ع) را یاری کنند ، لذا رساله الحقوق را تألیف کردند ، چنانکه صحیفه سجادیه هم با همین هدف بوجود آمد، یعنی آن حضرت در لابلای دعاهای مختلف، تعالیم حیات بخش اسلام و التزام به اخلاقیات را گنجاندند و ازهمه مهمتر ایشان سیره عملی خود را مطابق آنچه در صحیفه و رساله حقوق آورده بودند قراردادند .
* این کتاب به چه موضوعاتی اشاره دارد؟
- قبل ازاشاره به موضوعات رساله الحقوق، مناسب است؛ ابتداء شخصیت آن امام همام که صاحب این بیانات حکیمانه است اجمالا معرفی گردد. چراکه ویژگی بارز آن حضرت در میان دیگرنگارندگان و صاحبان مکاتب، این بوده که خود متخلق به این اخلاق حسنه و عامل به توصیه های حقوقی بلکه الگوی تمام عیار و تجسم گفته های خود بوده است. سپس برخی منابع که این حدیث درآن هاآمده ذکرشود.
در مورد شخصیت زین العابدین (ع) در تاریخ آمده است که، آن حضرت بنا به نقل شیخ کلینی(ره) در کتاب اصول کافی در سال 38 قمری متولد شد و در سال 95ق در حالی که 57 سال داشت از دنیا رفت. علامه مجلسی (ره) در بحارالانوار ولادت آن حضرت را پنجم شعبان نقل کرده است.
عظمت امام سجاد (ع) به حدی بود که حتی اهل تسنن را نیز در مقابل مکارم اخلاقی و شایستگی های روحی آن بزرگوار به اذعان وکرنش وا داشته است. که گویی کسی را یارای انکار نبوده، حتی شخصی مانند هشام بن عبدالملک که قبل از خلافت به حج رفت و تظاهر نمود که آن حضرت را نمی شناسد رسوا شد. داستان آن را"ذهبی" نویسنده سنی مذهب در سیر اعلام النبلا نیز نقل کرده « هشام قبل از تصدی خلافت، برای زیارت خانه خدا آمد. هنگام طواف وقتی تصمیم بر بوسیدن حجر گرفت، به علت ازدحام جمعیت موفق به بوسیدن حجر نشد و به گوشه‌ای رفت، ناگهان دید امام سجاد(ع) به حجرالاسود نزدیک شدند. مردم به احترام امام(ع) کنار رفتند. هشام به قدری ازاین واقعه عصبانی شدکه زبان به دندان گزید. پرسید: این مرد کیست که من نمی شناسمش؟ دراین جا بود که فرزدق اشعاری را انشا کرد و گفت: هشام! تو این مرد را نمی شناسی؛ درعوض هم سرزمین بطحا گام های اورا میشناسد وهم خانه خدا وحلّ وحرم او را می شناسند. اوفرزند بهترین بندگان خداست. او انسان منزه، پاکیزه وپاکدامن مشهوری است.
اوفرزند فاطمه زهراست، اگر اورا نمی شناسی! بدان که جد این آقا خاتم الأنبیاء(ص) است. فرزدق دراین قصیدة طولانی فضیلت ها وخصوصیات اخلاقی امام سجاد(ع) راذکرمی کند؛ ابن شهرآشوب در مناقب چهل ویک بیت ثبت کرده است.
از آنجا که عالمان راستین مذهب تشیع اهتمام جدی نسبت به نشر این فضائل دارند, مرحوم جدمان آیت الله العظمی علامه ملا حبیب الله شریف کاشانی این قصیده را به عربی شرح کرده‌اند تا جویندگان حقیقت و تشنگان معرفت استفاده بیشتر ببرند.
شیخ صدوق در تعدادی از کتابهایش از جمله «من لا یحضره الفقیه» و «خصال» و«امالی» این حدیث را آورده، علامه مجلسی هم در «روضه المتقین فی شرح من لایحضره الفقیه» آن را شرح کرده است، سید بن طاووس در «فلاح السائل» از شیخ کلینی (ره) نقل کرده وحسن بن علی بن شعبه الحرانی در «تحف العقول» از رساله الحقوق سخن به میان آورده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده درچهارشنبه بیست و دوم آبان 1392ساعت 16:11توسط فاطمی نوش آبادی |

http://fatemi.persiangig.com/ghaz/right.png

                             رهبر معظم انقلاب: امام سجاد (ع)مبارزی خستگى‌ناپذیر بودند

امام سجاد (ع)مبارزی خستگى‌ناپذیر بودند

رهبر معظم انقلاب: آن چهره مظلوم بى‌صداى سربه‌زیرِ منفعلى که از امام سجاد درست کردند به کلى برخلاف واقع است؛ چهره‌ى حقیقى امام سجاد علیه‌السّلام چهره‌ى یک مبارزِ قهرمانِ خستگى‌ناپذیر است.

 به نقل از دفتر حفظ و نشر آثار آیت‌الله العظمی خامنه‌ای به مناسبت شهادت امام سجاد (ع) بخشی از کتاب انسان 250 ساله علی بن حسین علیه‌السلام را منتشر کرد.

رهبر معظم انقلاب: آن چهره‌ى مظلوم بى‌صداى سربه‌زیرِ منفعلى که از امام سجاد درست کردند به کلى برخلاف واقع است؛ چهره‌ى حقیقى امام سجاد علیه‌السّلام چهره‌ى یک مبارزِ قهرمانِ خستگى‌ناپذیرِ آشتى‌ناپذیرِ پیگیرى است، که با تدبیر تمام، با دقت کامل راه‌ها را مى‌شناسد و انتخاب مى‌کند و به سمت هدف‌ها این راه‌ها را مى‌پیماید، خودش خسته نمى‌شود و دشمن را خسته مى‌کند؛ و بالاخره دشمن وقتى هیچ کار دیگری نتوانست بکند، آن حضرت را مسموم کرد و این امام بزرگوار بعد از یک عمر پربرکت و پرمبارزه به رضوان الهى پرواز کرد. این خلاصه‌ى زندگى امام سجاد است. خطبه‌های نمازجمعه تهران 4 مهر 65


+ نوشته شده درجمعه هفدهم آبان 1392ساعت 10:8توسط فاطمی نوش آبادی |

http://fatemi.persiangig.com/ghaz/right.png

                             نقش امام سجّاد(ع) در تدوین حدیث و فقهِ شیعه


نقش امام سجّاد(ع) در تدوین حدیث و فقهِ شیعه

قدس انلاین-حجت الاسلام عبّاس جعفری فراهانی:در روز پنجم ماه مبارک شعبان المعظّم سال 38 هجری[1] در مدینه منوّره در خاندان وحی و امامت، کودکی چشم به جهان گشود که او را 'علیّ' نام نهادند.

 پدر بزرگوارش امام حسین(ع) و مادر گرامی اش بنابر نقل بیشتر مورّخین «شهربانو»[2] دختر یزدگرد(پادشاه ساسانی ایران) می‌باشد. اگر چه بنا بر تحقیقِ بعضی از محقّقین معاصر، این نقل قابل خدشه و تردید واقع شده است.[3]
ضمن عرض تبریک و تهنیت به ولادت نورانی این امام عزیز و حجت راستین خدا، به پیشگاه حضرت بقیة الله الأعظم(عجل الله فرجه)، مقام معظم رهبری(دام ظله)، مراجع عظام تقلید(دامت برکاتهم) و عموم شیعیان و مسلمانان جهان، توجه خوانندگان را به مقاله کوتاه زیر جلب می کنم.
1- شخصیت علمی، اخلاقی امام سجّاد(ع)امام چهارم، حضرت علیّ بن الحسین، ملقّب به سجّاد(ع)، پس از شهادت پدر بزرگوارش حضرت امام حسین(ع) در واقعه عاشورای سال 61 هجری، امامت و ولایت مسلمانان و شیعیان را عهده‌دار شدند.
ابو حازم(یکی از محدثین) می‌گوید: «ما رایت هاشمیاً افضلُ من علیّ بن الحسین ولا افقه منه».[4] یعنی؛ از میان بنی هاشم[اهل بیت پیامبر] هیچ کس را والاتر و داناتر از علیّ بن الحسین[ع] ندیدم.
زُهری می‌گوید: «لم أدرک احداً من اهل هذا البیت ـ بیت النبیّ(ص) ـ‌ افضل من علیّ بن الحسین[ع]».[5] یعنی؛ از میان خاندان پیامبر(در این زمان) هیچ کسی را عالم‌تر و با فضیلت‌تر از علیّ بن الحسین(ع) ندیدم.
پیرامون مقامات معنوی و عبادت حضرت، از امام باقر(ع) روایتی نقل شده است که ذکر می‌شود: «کان قیام علی بن الحسین(ع) فی صلاته قیام العبد الذلیل بین یدی الملک الجلیل، کانت اعضاوه ترقعد من خشیة الله وکان یصلّی صلاة مودّع یری انّه لا یصلّی بعدها ابداً».یعنی؛ پدرم در نمازش، همانند بنده ضعیف در مقابل خداوند بزرگ می‌ایستاد و اعضای بدنش از خوف خداوند می‌لرزید همانند کسی که آخرین نماز خود را می‌خواند، نماز می‌خواند.
در سایر صفات و کمالات اخلاقی امام زین العابدین(ع) نیز سخن به همین منوال است. ائمه معصومین(ع) به معنای واقعی کلمه الگو و اسوه مردم زمان خود و تمامی بشر تا روز قیامت بوده و هستند. بر ما مسلمانان و شیعیان است که با سر مشق گرفتن از آن ها و پای‌بندی عملی به گفتار و کردار آن بزرگواران بتوانیم وظایف خودمان را انجام دهیم، ان شاء الله.
2- وضعیت شیعه و نقش امام سجاد(ع)کوفه که در آن زمان پایگاه شیعیان بود، تبدیل به مرکزی جهت سرکوبی شیعیان شده بود، اکثر شیعیان واقعی امام حسین(ع) در حادثه کربلا به شهادت نایل آمده بودند. آن عده‌ای هم که هنوز زنده بودند، تحت شرایطی که عبیدالله بن زیاد به وجود آورده بود جرأت خودنمائی نداشتند، شیعیان پس از واقعه کربلا و شهادت جمع زیادی از خاندان پیامبر(ص) در وضعیت روحی و فکری سختی بسر می برند، دشمنان خیال می‌کردند، پس از رویداد واقعه عاشورا، دیگر در هیچ زمانی شیعه و رهبران آن ها نمی‌توانند قدرت پیدا کنند ولی این خیال باطلی بود، امام سجاد(ع) موفق شد در سایه تلاش های فراوان به شیعه حیاتی تازه ببخشد و زمینه را برای تجدید حیات واقعی در زمان امام باقر(ع) و امام صادق(ع) آماده سازد.
امام علیّ بن الحسین(ع) در طول مدت 34 از امامت و هدایت مسلمانان موفق شدند، شیعیان را از یکی از سخت‌ترین دوران ها نجات دهد. دورانی که جز سرکوب، فتنه، تحریف، قیام های باطل و کشتار شیعیان چیزی، هم راه نداشت.
3- امام سجّاد علیه السلام و شیعیانامام زین العابدین علیه السلام بعد از ورود به مدینه مشاهده کرد که حادثه کربلا در میان مردم به خصوص شیعیان (عده ای که بنا به عللی نتوانستند امام حسین علیه السلام را یاری دهند و یا نخواستند) اثر تلخ و نگران کننده گذاشته است!. چنان چه عده ای گمان می کردند که دیگر شیعیان، نخواهند توانست قد علم کنند و کار آن ها، به پایان رسیده است و یا این که لااقلّ در صحنه سیاسی جامعه و اداره آن نخواهند توانست کاری از پیش ببرند.

البته، درست است که جامعه مسلمین(به خصوص شیعیان) بعد از حادثه کربلا دیگر توان مقابله شدید با دستگاه اموی را نداشت اما آن ها دریافتند که امویان برای رسیدن به اغراض دنیائی خود و حکومت بر مسلمین، از انجام هر جنایتی حتی، اگر کشتن فرزند پیامبر(ص) باشد، دریغ نخواهند نمود. لذا امام چهارم(ع) دست به فعالیت های سازندگی روحی و معنوی مردم مسلمان زد و مبارزات خود با ظلم و ستم اموی را به شکل دیگر(یعنی آماده سازی نیرو برای آینده) شروع نمود. گو اینکه از اعتراض به جنایات و ظلم های حکام اموی نیز غافل نمی شد.
در دروان امامت امام زین العابدین علیه السلام چند قیام و شورش اسلامی، شیعی در دفاع از مظلومیت ائمه معصومین(ع) و اظهار توبه از عدم حمایت اهل بیت پیامبر(ص) صورت گرفت. گرچه در بعضی از آن ها اغراض غیر الهی نیز دخالت داشت!.

یکی از این قیام ها، نهضت توّابین بود که مردم کوفه به رهبری سلیمان بن صَُرد خُزاعی، به همراهی چندین هزار نفر از کوفیان در آن شرکت داشتند. ادعا شده است که رهبری توابین، امامت علیّ بن الحسین(ع) را پذیرفته بود. [6] آن چه مهم است این است که آیا آن ها در صورت پیروزی، رهبری و امامت شیعیان را به اهل بیت پیامبر(ص) که مصداق آن در این زمان حضرت سجّاد(ع) بودند واگذار می نمودند!.
شروع این نهضت به طور پنهانی پس از حادثه جان گذار و خونین کربلا آغاز شد، اما در سال های 64 و 65 به اوج خود رسید و به صورت تهدیدی جدّی علیه ابن زیاد و دستگاه اموی در آمد. آن ها می گفتند: «ما از عدم حمایت از اهل بیت رسول خدا(ص) که به شهادت حضرت حسین بن علیّ"علیهما السلام" انجامید سخت پشیمانیم و لذا برای پاک کردن دامان خود از این گناه، دست به شمشیر برده و بر قاتلین حضرت می تازیم. آن ها از ناحیه وجدان خود سخت در عذاب بسر می بردند و آرامش وجدان خود را شرکت در نهضت خونین و در نهایت کشته شدن می دانستند و فریاد می زدند: ما از زندگی در دنیا سخت بیزاریم و هرگز به خاطر آن، دست به شورش نزده ایم». [7]
آن ها در جنگ خونین خود با سپاه اموی شکست خوردند و اکثریت آن ها به هم راه فرمانده خودشان به شهادت رسیدند.
پس از شکست توّابین، «مختار بن ابی عُبیدة الثقفی» در کوفه حرکتی جدید علیه بنی امیه شروع کرد. هدف او اگرچه بیشتر رنگ سیاسی داشت، اما در آن موقعیت، نقش مهمی در سوزاندن پایه های ستم دستگاه اموی ایفا نمود و فکر می کرد اگر شورش و نهضتش به موفقیت برسد باید رهبری آن در دست یکی از آل محمّد(ع) باشد. لذا نامه ای به امام چهارم حضرت سجّاد(ع) نوشت و درخواست نمود تا فرمان دهی و هدایت نهضت را به عهده بگیرند، ولی امام(ع) امتناع ورزید.
امام سجّاد(ع) به خوبی مختار و اهداف خاص او را می شناخت و موقعیت جامعه آن روز را نیز آماده قیام نمی دیدند. مختار، نامه ای به «جناب محمّد بن حنفیّه» نگاشت که او جواب منفی نداد . مختار کار خود را شروع نمود. او در مرحله اول، با جمع آوری لشکر فراوان، به دنبال قاتلان درجه اول شهدای کربلا رفت و سرهای ناپاک عبیدالله بن زیاد، عمر بن سعد و... را از بدن آن ها جدا کرده و نزد امام سجّاد(ع) فرستاد و امام نیز با انجام سجده شکر خدای را انجام داده و فرمودند: «خدای مختار را جزای خیر دهد... ». [8]

البته قابل ذکر است که بعضی از تاریخ نویسان می گویند؛ مختار از محمد بن حنفیّه سوء استفاده کرد و حتی او را مهدی موعود! نامید و از آن زمان عده ای به نام "کیسانیه"، فرقه جدیدی درست کردند و قائل به امامت محمد بن حنفیّه شدند!. ولی بنا بر آن چه در منابع شیعه آمده است، محمد بن حنفیّه از اصول اعتقادی تشیّع منحرف نبود و امام سجّاد(ع) را به عنوان حجّت خدا قبول داشت.
به هر حال، قیام مختار نیز تا مدت زیادی دوام نیاورد و در سال 67 هـ . ق توسط آل زبیر سرکوب شد. در مجموع می توان گفت: مختار گرچه خدماتی برای شیعه انجام داده است و در این جهت مورد رضایت و تایید ائمه بوده است[9] ولی درست شدن فرقه کیسانیه و مطرح کردن محمّد بن حنفیه به عنوان مهدی موعود(ع) [10] و یا غرض های غیر الهی در سر داشتن و توجه زیاد به احساسات نمودن و حتی غافل کردن مردم از دشمن اصلی، هیچ گاه مورد تائید ائمه(ع) نبوده و حتی مورد مذمّت نیز بوده است. [11]
اولین برخورد امام سجّاد علیه السلام با امویان در زمان امامت خویش، با عبیدالله بن زیاد در شهر کوفه بود و همین طور با نماینده بنی امیه در آن زمان، یعنی یزید بن معاویه در شام که حضرت با ایراد سخنان و خطبه ای آتشین، مقام و منزلت اهل بیت رسول خدا(ص) و نگون بختی دشمنان به ویژه بنی امیه را ذکر می کند.
در واقعه حرّه که شورشی کوچک به رهبری عبدالله بن حنظله، غسیل الملائکه، در اعتراض به دستگاه اموی و یزید بود، امام(ع) موضع بی طرفی گرفت و از شهر مدینه بیرون رفت و حتی برای جلوگیری از ریخته شدن خون ها، عده ای زیاد از مردم بی دفاع را پناه داد. [12]
یکی از دلائل عدم مخالفت صریح و موضع انقلابی(قیام با شمشیر) توسط حضرت، مسئله تقیّه بود که حضرت از آن به عنوان سپری برای حفظ اصل دین استفاده می کردند که در فقه سیاسی اسلام، جایگاه آن و مواردش روشن شده است و یکی از مسلمات فقه شیعه می باشد.
لذا امام(ع) از آن جایی که می دیدند اگر قیام نمایند، قطعاً کشته خواهند شد و خوف از بین رفتن بقیّة السیف و اصل دین می باشد و چه بسا، از نسل پیامبر(ص) کسی زنده نماند و به هدفی هم نرسند، از این کار خودداری نمودند و آن را به مصلحت اسلام ندانستند و وقت خود را صرف تربیت انسان‏های فداکار و آگاه به مبانی دین و معارف الهی در ابعاد اخلاقی، تربیتی، علمی، فرهنگی و سیاسی کردند تا در صورت نیاز، از آن ها در راه نشر دین و مبارزه با دشمنان استفاده کافی شود.
4- صحیفه سجادیهیکی از خدمات ارزش مند و تاثیرگذارحضرت امام سجّاد(ع) به اسلام و مسلمین صحیفه سجادیه می باشد که مجموعه ای از ادعیه در باب تهذیب نفس، رابطه بنده با خداوند ، توجه به آخرت و اعراض از دنیا، اخلاق پسندیده، دعا در هنگام مشکلات، دعا در باره پدر و مادر، فرزندان، همسایگان، مرزداران مملکت اسلامی، طلب روزی از خداوند و دعا در اعیاد، خوف خدا و تواضع و ده ها مورد دیگر است.
امام سجاد(ع) با بصیرت تمام می دید که بزرگ ترین نیاز مردم در آن زمان، همین مسائل است. در زمانی که توجه به دنیا و زخارف آن زیاد شده بود و اعراض از عبادت و مسائل اسلامی نیز فراوان مشاهده می شد، بهترین دارو برای درمان این مشکل(سرطان روحی)، همانا برقراری ارتباط با خدا[صحیفه سجّادیه] که دریائی از معارف الهی در آن نهفته بود.
عظمت این کتاب گران بها، علاوه بر شیعیان، در بین اهل سنت نیز مقبول و پذیرفته شده است. [13] و این خود حاکی از این است که دعاهای امام سجّاد(ع) در درون جامعه آن روز، نفوذ کرده و همه مسلمانان(شیعیان و اهل سنت)، از آن به عنوان راهی به سوی خدا و معنویت استفاده می کردند.
زمانی که حتی نام گذاری اشخاص به نام « علیّ » مجازات دارد و کار حاکمان بنی امیّه با سبّ علیّ علیه السلام شروع و ختم می شد!، به کار گیری این تعبیر، ارزش خود را به خوبی نشان می دهد.
از مسائل دیگری که صریحاً در لابلای دعاهای امام زین العابدین(ع) به چشم می خورد، همانا مسئله امامت و حقانیّت اهل بیت پیامبر(ع) در احراز آن و رهبری جامعه مسلمین می باشد. کسانی که علاوه بر پاک دامنی و تقوا از مقام عصمت هم برخوردارند. برای روشن تر شدن جایگاه اهل بیت(ع) در بین مردم مشاهده می کنیم تعبیری که بیش از همه تکرار شده همانا "صلوات بر حضرت محمّد و آل محمّد(صلوات الله و سلامه علیهم)" است.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده درچهارشنبه پانزدهم آبان 1392ساعت 16:7توسط فاطمی نوش آبادی |

http://fatemi.persiangig.com/ghaz/right.png

                             چرا امام سجاد(ع) زبان دعا را برگزید؟

یکی از مباحثی که در قرآن و روایات بر آن تأکید شده مسئله احسان به والدین است که امام سجاد(ع) نه تنها در رساله حقوق خویش بدان اشاره کرده بلکه در صحیفه سجادیه بدان پرداختند.

 به نقل ازمهر،امام زین العابدین(ع) زمانی دیده به جهان گشودند که زمام امور در دست جد بزرگوارشان امام علی بن ابیطالب(ع) بود. آن حضرت سه سال از خلافت علوی و حکومت چند ماهه امام حسن(ع) را درک کردند. امام سجاد(ع) در عاشورای 61 هجری قمری حضور داشتند و در آن واقعه به صورتی معجزه‌آسا نجات یافتند و پس از شهادت پدرشان امام حسین(ع) مسؤلیت زمامداری شیعیان از جانب خدا بر عهده ایشان گذاشته شد.

دورانی که امام سجاد(ع) در آن زندگی می‌کردند، همه ارزش‌های دینی دستخوش تحریف و تغییر قرار گرفتند و احکام اسلامی بازیچه دست افرادی چون ابن زیاد، حجاج و عبدالملک بن مروان بود. در سایه چنین وضعی آشکار بود که تربیت دینی مردم تا چه اندازه تنزل کرده و ارزش‌های جاهلی چگونه احیا شده است، به طوری که دو خطر بزرگ هجوم فرهنگ‌های متنوع بیگانه و رواج تجمل پرستی جامعه اسلامی را تهدید می‌کرد.

در اوج حاکمیت استبداد در روزگارى که حکام اموى با تمام توان درصدد زدودن نور شرافت و آزادى از سرزمین وحى بودند و در خاموش ساختن منادیان حق و از میان بردن سیره حیاتبخش پیامبر اکرم(ص) از هیچ تلاشى فروگذار نمی کردند، امام زین العابدین(ع) توانستند از دعا برای بیان بخشی از معارف دینی استفاده و بار دیگر تحرکی در جامعه برای توجه به معرفت و عبادت و بندگی ایجاد کنند. به گفته متخصصان علوم دینی و حدیثی حدود 254 دعا از امام سجاد(ع) بر جای مانده است که علاوه بر صحیفه سجادیه، دو رساله حقوق و رساله زهد نیز از این امام بزرگوار بر جای مانده است.

صحیفه سجادیه و دیگر ادعیه منقول از امام سجاد(ع) هر چند سراسر دعا و نیایش است و تمام مطالب آن به عنوان راز و نیاز انسان با پروردگار خویش ارایه شده، ولی تأمل و تحقیق در گستره مفاهیم و معارف آن به وضوح نشان می‌دهد که دعاهای آن فراتر از مناجات های فردی و راز و نیازهایی است که یک انسان در خلوت تنهایی خود و در بحران مشکلات زندگی، با خدای خویش دارد.

حضرت امام سجاد (ع) که دوران امامت شان مصادف با دشوارترین دوران ظلم و خفقان اموی (از یزید تا ولیدبن عبدالملک) بود سرانجام پس از 34 سال امامت شیعه، در 25 محرم سال 95 هجری قمری در سن 56 سالگی مسموم شده و به شهادت رسیدند و پیکر پاک ایشان در قبرستان بقیع کنار قبر امام حسن مجتبی(ع) به خاک سپرده شد.

یکی از آثار به جا مانده از امام سجاد(ع) «رساله حقوق» ایشان است که حضرت در پاسخ به نامه یکی از یاران خویش، به حدود 50 حق اشاره فرموده است که حقوق الهی، حق اعضای هفتگانه بدن، حق نماز، روزه ، انفاق و پرداخت حقوق مالى ، هدیه و...، حقوق اجتماعى انسان از جمله آنها به شمار می آید.

امام سجاد(ع) در ابتدای این نامه حق الهی را متذکر شده و آن را پایه همه حقوق فردى و اجتماعى می خواند چراکه اگر حقوق الهى نادیده گرفته شود و انسان موجودى غیر مسؤل و بى هدف و فاقد تکلیف به شمار آید در آن صورت پایبندى وى به سایر حقوق فردى و اجتماعى لغو و بیهوده مى نماید و هیچ قانون و تکلیفى ضمانت اجرا ندارد.

هر چند امام زین العابدین(ع) در این فهرست به حقوق بسیار متنوع و گوناگونى اشاره کرده اما در پایان این حقیقت را آشکار ساخته است که حقوق اجتماعى و فردى به آنچه گفته شد، منحصر نمى باشد، بلکه اصولا برخى از حقوق داراى جنبه متغیرى هستند که در شرایط و زمان و مکان مختلف و مناسبات گوناگون تغییر مى کنند و یا مطرح مى شوند.

حق مادر در کلام امام زین العابدین(ع)

یکی از مباحثی که در قرآن و روایات به شدت بر آن تأکید شده است مسئله احسان به والدین است که امام سجاد(ع) در رساله حقوق خویش بدان اشاره فرموده است.امام سجاد(ع) در بخش حقوق ارحام و اقارب، به حق مادر اشاره کرده و می فرماید:

اما حق مادر بر تو آنست که بدانی او حمل کرده است ترا نه ماه، طوریکه هیچ کس حاضر نیست این چنین دیگری را حمل کند و به تو شیره جانش را خورانده است؛ قسمی که هیچ کس دیگر حاضر نیست این کار را انجام دهد و با تمام وجود؛ با گوشش چشمش، دستش، پایش، مویش، پوست بدنش و جمیع اعضا و جوارحش ترا حمایت و مواظبت نموده است و این کار را از روی شوق و عشق انجام داده و رنج و درد و غم و گرفتاری دوران بارداری را به خاطر تو تحمل نموده است تا وقتی که خـدای متعال ترا از عالم رحم به عالم خارج انتقال داد.

پس این مادر بود که حاضر بود گرسنه بماند و تو سیر باشی، برهنه بماند و تو لباس داشته باشی، تشنه بماند و تو سیراب باشی، در آفتاب بنشیند تا تو در سایه او آرام استراحت کنی، ناراحتی را تحمل کند تا تو در نعمت و آسایش به زندگی ادامـه داده و رشد نمائی و در اثر نوازش او به خواب راحت و استراحت لذیذ دست یابی.

شکم او خانه تو و آغوش او گهواره تو و سینه او سیراب کننده تو و خود او حافظ و نگهدارنده تو بود؛ سردی و گرمی دنیا را تحمل می کرد تا تو در آسایش و ناز و نعمت زندگی کنی. پس شکرگزار مادر باش به اندازه ای که برای تو زحمت کشیده است و نمی توانی از او قدردانی نمائی مگر به عنایت و توفیق خداوند متعال.

توصیف حق پدر از زبان امام سجاد(ع)

همچنین حضرت سجاد(ع) در ادامه به حق پدر اشاره کرده و می فرماید: اما حق پدرت بر تو آن ست که بدانی او اصل و ریشه توست؛ و تو فرع و شاخه او هستی؛ و اگر او نبود تو نبودی؛ پس هر وقت در خودت چیزی می بینی که موجـب پیدا شدن غرور در تو می گردد؛ متوجه باش که پدرت اصل و اساس آن نعمت است و خداوند را به خاطر این نعمت بزرگ ستایش کن و از او تشکر کن به اندازه نعمتی کـه به تو ارزانی نموده است و قوتی نیست مگر به قوت خداوند متعال.

دعا برای پدر و مادر

همچنین حضرت در دعای 24 صحیفه سجادیه در مورد پدر و مادر چنین دعا می فرمایند:

̶ پروردگارا بر‌ محمد بنده ‌و‌ رسولت و‌ بر‌ اهل بیت پاکیزه اش درود فرست ‌و‌ بهترین درود ‌و‌ رحمت ‌و‌ برکاتت ‌و سلامت را‌ بدانها اختصاص ده.

̶ خدایا پدر ‌و‌ مادرم را‌ به‌ گرامى داشتن نزد خودت ‌و‌ درود از‌ جانب لطفت اختصاص ده، ای‌ مهربانترین مهربانان.

̶ الها بر‌ محمد ‌و‌ آل‌ او‌ درود فرست ‌و‌ آنچه بر‌ من‌ در‌ رابطه با‌ پدر ‌و‌ مادرم واجب است از‌ دلم بگذران ‌و‌ بر‌ من‌ الهام کن ‌و‌ دانش رعایت حقوق پدر ‌و‌ مادر را‌ به‌ طور کامل در‌ اختیارم قرار ده‌ ‌و‌ سپس به‌ عمل کردن به‌ دانستنى هایم ‌و‌ انجام آنچه بدان آگاهم ساختى توفیقم ده‌ تا‌ آنجا که‌ چیزى از وظایفم کم نگردد ‌و‌ اندامم از‌ خدمت بدانچه بر‌ من‌ الهام فرمودى خسته و‌ سنگین نگردد.

̶ خداوندا بر‌ محمد ‌و‌ آل او‌ درود فرست همانطور که‌ ما‌ را‌ به‌ قبول اسلام ‌و‌ دین او‌ ‌و ارادت به‌ اهل بیت گرامى اش شرافت دادى ‌و‌ نیز بر‌ محمد ‌و‌ آل‌ او‌ درود فرست همانطور که‌ به‌ سبب ‌آن گرامى براى ما‌ حقى بر‌ گردن خلق واجب گردانیدى.

̶ الها ترس مرا از‌ هیبت ‌و‌ شوکت پدر ‌و‌ مادرم همانند ترس از‌ هیبت سلطان قرار ده‌ و‌ توفیقم ده‌ تا‌ با‌ ایشان همچون مادرى مهربان رفتار نمایم. خدایا اطاعت از‌ پدر ‌و‌ مادر ‌و‌ نیکى به‌ ایشان را‌ در‌ نظرم از‌خواب شیرین خوشتر ‌و‌ از‌ سیراب شدن تشنه گواراتر گردان تا‌ خواسته آنها را‌ بر‌ خواسته هاى خویش مقدم قرار دهم ‌و‌ خشنودى ایشان را‌ بر‌ خشنودى خویش برگزینم ‌و‌ گرچه آنها نیکى ‌و‌ لطفشان به‌ من‌ کم باشد ولى زیاد جلوه بده ‌و‌ اگر چه محبت من‌ به‌ آنها زیاد باشد کم به‌ نظر آور.

̶ پروردگارا یارى ام کن تا‌ صدایم را‌ در‌ برابرشان آهسته ‌و‌ سخنم را‌ پاکیزه ‌و‌ برخوردم را‌ ملایم نمایم ‌و‌ دلم را‌ نسبت به‌ ایشان عطوف ‌و‌ مهربان کن ‌و‌ مرا با‌ آنها رفیق ‌و‌ شفیق و‌ دلسوز فرما.

̶ خدایا به‌ خاطر زحماتى که‌ در‌ تربیتم کشیدند ‌و‌ مرا تکریم نمودند اجر ‌و‌ پاداش عنایت کن و‌ همانطور که‌ در‌ کودکى در‌ حفظ و‌ حراست من‌ کوشیدند تو‌ آنها را‌ نیز حفظ فرما.

̶ پروردگارا آنچه از‌ ناحیه من‌ به‌ آنها آزار رسیده ‌و‌ یا‌ کارى ناخوشایندشان انجام داده ام ‌و‌ یا‌ حقى را‌ از‌ ایشان ضایع کرده ام همه را‌ وسیله آمرزش گناهانشان ‌و‌ بالا رفتن مقاماتشان ‌و‌ زیادى حسناتشان قرار ده‌، ای‌ خدایى که‌ بدیها را‌ چندین برابر به‌ خوبیها تبدیل مى فرمایى.

̶ خدایا آنچه را‌ که‌ پدر ‌و‌ مادرم در‌ گفتار به‌ من‌ تعدى کردند ‌و‌ یا‌ در‌ عمل درباره من‌ بد رفتارى نمودند ‌و‌ یا‌ حقى را‌ از‌ من‌ ضایع کردند ‌و‌ یا‌ از‌ آنچه واجب ‌و‌ وظیفه‌ ایشان بوده، کوتاهى کرده اند، همه را‌ به‌ آنها بخشیدم و‌ ‌آن را‌ وسیله احسان ‌و‌ محبت به‌ ایشان گردانیدم و‌ از‌ تو‌ مى خواهم که‌ تبعات ‌و‌ گرفتارى ‌آن را‌ از‌ آنها بردارى زیرا که‌ من‌ درباره خودم ایشان را‌ متهم نمى کنم و‌ آنها را‌ در‌ نیکى به‌ خودم سهل انگار نمى دانم. ای‌ خداى من‌ نسبت به‌ آنچه پدر و‌ مادرم به‌ خاطر تربیت من‌ انجام داده اند دلگیر نیستم.

̶ زیرا که‌ آنها حقوقشان بر‌ گردن من‌ واجب تر است ‌و احسانشان به‌ من‌ قدیمى تر است ‌و‌ منتشان بر‌ من‌ بزرگتر از‌ ‌آن است که‌ آنها را‌ تقاص به‌ عدل کنم ‌و‌ یا‌ مقابله به‌ مثل نمایم ‌و اگر چنین کنم پس‌ اینهمه زحمتشان در‌ راه تربیت من‌ چه مى شود ‌و‌ آن همه حراست ‌و‌ مواظبتى که‌ با‌ سختى ‌و‌ ناراحتى از‌ من‌ داشتند چگونه به‌ حساب مى آید ‌و‌ آن همه فشار ‌و‌ گرفتارى که‌ براى آسایش من تحمل نمودند چه مى شود؟!

̶ شگفتا که‌ ‌آن دو‌ بزرگوار نمى توانند ‌آن طور که‌ سزاوارند، حقشان را‌ از‌ من‌ بستانند ‌و‌ من‌ نمى توانم آنچه از‌ ناحیه آنها بر‌ من‌ واجب شده ادا کنم ‌و‌ شرط خدمتگزارى آنان را‌ به‌ خوبى انجام دهم پس‌ بر‌ محمد ‌و‌ آل‌ او‌ درود فرست ‌و‌ مرا در‌ خدمت به‌ ایشان یارى کن؛ ای‌ بهترین کسى که‌ از‌ او‌ یارى مى طلبند ‌و‌ توفیقم ده‌ ای‌ بهترین هدایتگر براى کسى که‌ به‌ تو‌ روى آورد، مرا در‌ روزى که‌ هر‌ کس به‌ آنچه کرده جزا داده مى شود ‌و‌ به‌ کسى ظلم نمى گردد عاق والدین قرار مده.

̶ خدایا بر‌ محمد ‌و‌ آل‌ او‌ ‌و‌ ذریه اش درود فرست ‌و‌ به‌ پدر ‌و‌ مادرم از‌ لطف ‌و‌ کرمت برتر از‌ آنچه را‌ که‌ به‌ پدران ‌و‌ مادران اهل ایمان عطا فرموده ای‌ اختصاص ده‌ ای‌ مهربانترین مهربانان.

̶ الها در‌ تعقیب نمازهایم ‌و‌ در‌ اوقات شب ‌و‌ در‌ هر‌ ساعتى از‌ ساعات روزم یاد و‌ ذکرشان را‌ از‌ دل ‌و‌ زبانم مبر.
̶ خدایا بر‌ محمد ‌و‌ آل‌ او‌ درود فرست ‌و‌ مرا به‌ وسیله دعا در‌ حق پدر ‌و‌ مادرم بیامرز ‌و‌ آنها را‌ به‌ خاطر مهربانى شان نسبت به‌ من‌ مشمول عفو حتمى خودت قرار ده‌ ‌و‌ به‌ شفاعت من‌ از‌ ایشان به‌ طور قطع راضى شو ‌و‌ آنها را‌ با‌ گرامى داشتن به‌ مکانهاى آسایش جاى ده.

̶ خدایا اگر آنها را‌ زودتر از من‌ بخشیدى شفاعتشان را‌ درباره من‌ بپذیر و‌ اگر مرا زودتر از‌ آنها بخشیدى مرا شفیع ایشان قرار ده‌ تا‌ همراه پدر ‌و مادرم در‌ جواررافت و‌ کرم ‌و‌مغفرت ‌و‌رحمتت قرار گیرم؛ زیرا که‌ تو‌ صاحب فضل بزرگ و‌ نعمت دیرینه ای‌ ‌و‌ تو‌ هستى مهربانترین مهربانان.


+ نوشته شده درجمعه دهم آبان 1392ساعت 9:5توسط فاطمی نوش آبادی |

http://fatemi.persiangig.com/ghaz/right.png

                             افشاگری های امام سجاد(ع)بعد از حادثه کربلا

افشاگری های امام سجاد(ع)بعد از حادثه کربلا

من فرزند کسى هستم که حریم او را حرمت ننهادند، آرامش او را ربودند، اموالش را به غارت بردند و خاندانش را به اسارت گرفتند.

به گزارش قدس انلاین به نقل از باشگاه خبرنگاران، روز 12 محرم به روایتی روز شهادت امام سجاد(ع) است و همچنین امروز مصادف است با ورود اسرا به کربلا به کوفه است.

سخنان امام سجاد با مردم کوفه

قافله حسینى را پس از عاشورا به سوى کوفه آوردند و براى آنان در کنار شهر، خیمه زدند. خاندان حسین(علیه السلام ) را - که اکنون اسیران حکومت اموى شناخته مى شوند - در آن خیمه ها جا دادند. جارچیان حکومت ، در شهر نفرت و خیانت ، کوفیان را فرا مى خوانند تا از اسیران جنگى خویش دیدار کنند!

کوفیان هم ، بى شرمانه آمدند. آمدند براى تماشا! تماشاى بزرگترین ستم تاریخ بر اهل بیت پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) ستمى که کوفیان پایه هاى آن را بنیان نهاده بودند! على بن الحسین (علیه السلام ) از خیمه ها خارج مى شود.

حذیم بن شریک اسدى روایت گر آن صحنه مى گوید: على بن الحسین (علیه السلام ) با اشاره از مردم خواست تا قدرى آرام شوند. همه آرام شدند. امام برجاى ایستاد، سخنش را با ستایش پروردگار آغاز کرد و بر پیامبر اسلام (صلى الله علیه و آله و سلم ) درود فرستاد و سپس چنین فرمود:

هان اى مردم ! آن که مرا مى شناسد، سخنى با او ندارم ولى آن کس که مرا نمى شناسد، بداند که من على بن الحسین فرزند همان حسین هستم که در کنار رود فرات ، با کینه و عناد، سر مقدسش را از بدن جدا کردند بى این که جرمى داشته باشد و حقى داشته باشند!

من فرزند کسى هستم که حریم او را حرمت ننهادند، آرامش او را ربودند، اموالش را به غارت بردند و خاندانش را به اسارت گرفتند. من فرزند اویم که دشمنان انبوه محاصره اش کردند و در تنهایى و بى یاورى - بى آن که کسى را داشته باشد تا به یاریش برخیزد و محاصره دشمن را براى او بشکافد - به شهادتش رساندند. و البته این گونه شهادت، - شهادت در اوج مظلومیت و حقانیت - افتخار ماست !

هان ، اى مردم ، اى کوفیان !

شما را به خدا سوگند، آیا به یاد دارید نامه هایى را که براى پدرم نوشتید! نامه هاى سراسر خدعه و نیرنگتان را! در نامه هایتان با او عهد و پیمان بستید و با او بیعت کردید! ولى او را کشتید، به جنگ کشاندید و تنهایش گذاشتید!

واى بر شما! از آنچه براى آخرت خویش تدارک دیده اید! چه زشت و ناروا، اندیشیدید و برنامه ریختید!

پیامبر اکرم(صلى الله علیه و آله و سلم ) را با کدام رو و با کدام چشم نگاه خواهید کرد.

او به شما خواهد گفت : شما خاندان مراکشتید، حرمتم را شکستید، بنابراین از امت من نخواهید بود.

سخنان امام سجاد (علیه السلام ) که به اینجا انجامید، صداى کوفیان به گریه بلند شد، وجدان هاى خفته براى چندمین بار بیدار شدند. کوفیان به ملامت و سرزنش خویش پرداختند! امام سجاد (علیه السلام ) به سخنان ادامه داد و فرمود:

خداى رحمت کند کسى را که : رهنمودهاى مرا بپذیرد و سفارش هاى مرا که در راستاى رضاى الهى و درباره پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) و اهل بیت (علیه السلام ) اوست رعایت کند چه این که رسول خدا براى ما الگویى شایسته بود.

کوفیان یک صدا فریاد بر آوردند:

اى فرزند رسول خدا! تمامى ما گوش به فرمان شما و پاسدار حق شماییم بى این که از این پس ، روى بگردانیم و نافرمانى کنیم ! اکنون با کسى که به جنگ شما برخیزد خواهیم جنگید. و با کسى که در صلح با شما باشد صلح و سازش خواهیم داشت .ما حق خودمان را از ظالمان باز خواهیم گرفت .

امام سجاد (علیه السلام ) در پاسخ کوفیان فرمود:

هرگز! هرگز تحت شعارهاى شما قرار نخواهم گرفت و به شما اعتماد نخواهم کرد.

اى خیانت پیشگان مکار! میان شما و آرمان هایى که اظهار مى دارید فاصله ها و موانع ، بسیار است . آیا مى خواهید همان جفا و پیمان شکنى که با پدران و من داشتید، دوباره درباره من روا دارید!

نه به خدا سوگند! هنوز جراحت هاى گذشته اى که از شما بر تن داریم ، الیتام نیافته است . همین دیروز بود که پدرم به شهادت رسید در حالى که خاندانش در کنار او بودند.

داغ هاى برجاى مانده از فقدان رسول خدا، پدرم و فرزندانش و جدم امیرمؤ منان فراموش نشده است .طعم تلخ مصیبت ها هنوز در کامم هست و غم ها در گسترده سینه ام موج مى زند. در خواست و سفارش من درباره یارى خواستن از شما نیست. تنها مى خواهم که شما - شما کوفیان ! - نه عزم یارى ما کنید و نه به دشمنى و ستیز با ما برخیزید!

امام سجاد (علیه السلام ) در پایان این سخنان که آتش ندامت و حسرت را درجان کوفیان برافروخت و مهربى اعتبارى و بى وفایى را براى همیشه بر پیشانى آنان زد، اندوه عمیق خویش را با این شعرها اظهار کرد و بر التهاب قلب ها افزود:

لا غرو اءن قتل الحسین و شیخه قد کان خیرا من حسین و اءکرما

فلا تفرحوا یا اءهل کوفة بالذى اصیب حسین کان ذلک اءعظما

قتیل بشط النهر نفسى فداؤ ه جزاء الذى اءراده نار جهنما

یعنى : اگر حسین (علیه السلام ) کشته شد، چندان شگفت نیست .

در خواست و سفارش من درباره یارى خواستن از شما نیست. تنها مى خواهم که شما - شما کوفیان ! - نه عزم یارى ما کنید و نه به دشمنى و ستیز با ما برخیزید!

چرا که پدرش با همه آن ارزش ها و کرامت هاى برتر نیز قبل از او به شهادت رسید. اى کوفیان ! با آنچه نسبت به حسین روا داشتند، شادمان نباشید. واقعه اى عظیم صورت گرفت و آنچه گذشت رخدادى بزرگ بود! جانم فداى او باد که در کنار شط فرات ، سر بر بستر شهادت نهاد. آتش دوزخ جزاى کسانى است که او را به شهادت رساندند.

امام سجاد (علیه السلام ) در مجلس عبیدالله بن زیاد

امام على بن الحسین (علیه السلام ) در مدت اقامت خویش در کوفه ، دو بار به احتجاج برخاست ؛ یک بار روى سخنش با مردم پیمان شکن کوفه بود، و بار دیگر در «دارالاماره» و در برابر عبیدالله بن زیاد.

با توجه به این که امام سجاد (علیه السلام ) در جمع کاروانیان شهادت ، متمایز از دیگران بود، با ورود آنان به مجلس عبیدالله - والى کوفه - نخستین چیزى که نظر عبیدالله را جلب کرد وجود مرد جوانى در میان آن کاروان بود.

عبیدالله که گمان مى کرد در کاروان حسین (علیه السلام ) مردى باقى نمانده و همه آنان به قتل رسیده اند از ماءموران خود درباره امام سجاد (علیه السلام ) توضیح خواست .

کینه و ناپاکى او عمیق عبیدالله به او اجازه نمى داد که شاهد زنده بودن جوانى از نسل حسین (علیه السلام ) باشد، چنین مى نمود که تصمیم گرفته است تا على بن الحسین (علیه السلام ) را نیز به شهادت رساند.

کینه و ناپاکى او عمیق عبیدالله به او اجازه نمى داد که شاهد زنده بودن جوانى از نسل حسین (علیه السلام ) باشد، چنین مى نمود که تصمیم گرفته است تا على بن الحسین (علیه السلام ) را نیز به شهادت رساند. امام سجاد (علیه السلام ) که نیت و عزم عبیدالله را دریافته بود، به عبیدالله فرمود: اگر به راستى عزم کشتن مرا دارید، شخص امینى را ماءمور کنید تا از زنان و کودکان سرپرستى کند. عبیدالله با شنیدن این سخن ، از تصمیم خویش منصرف شد و گفت نه : تو خود همراه قافله خواهى بود.


+ نوشته شده درچهارشنبه هشتم آبان 1392ساعت 16:2توسط فاطمی نوش آبادی |

http://fatemi.persiangig.com/ghaz/right.png

                             ثبت نام پنجمين جشنواره «صحيفه سجاديه» در دانشگاه آزاد آشتيان

ثبت نام مجموعه مسابقات «صحيفه سجاديه» امسال نيز مانند سال‌های گذشته ويژه دانشگاهيان سراسر كشور آغاز شده است.

به گزارش خبرنگار افتخاری خبرگزاری بين‌المللی قرآن(ايكنا)، اميد طاهرنژاد، كارشناس فرهنگ دانشگاه آزاد اسلامی واحد آشتيان گفت: ثبت نام پنجمين جشنواره صحيفه سجاديه در سه گروه اساتيد، دانشجويان و كاركنان آغاز شده است.

وی در مورد بخش‌‌های مختلف جشنواره ويژه دانشجويان، گفت: علاقه‌مندان در بخش دانشجويی می‌توانند در هر يك از رشته‌های كتابخوانی و درك مفاهيم، داستان، شعر، وبلاگ‌نويسی، نمايش‌نامه، تابلوفرش، فيلم‌نامه، فيلم كوتاه، نقاشی، نماهنگ، خط نستعليق، خط و تذهيب، منبت‌كاری، طراحی، قلم‌كاری و چرم‌كاری، طرح پژوهشی، مقاله و پايان‌نامه، به‌صورت همزمان ثبت نام كنند.

طاهرنژاد در مورد بخش‌های مختلف جشنواره ويژه اساتيد، گفت: اساتيد معزز دانشگاه‌‌ها می‌توانند نسبت به ثبت نام در رشته‌های كتاب، پژوهش، خط نستعليق، خط و تذهيب و شعر اقدام كنند.

وی در مورد بخش‌‌‌های مختلف جشنواره ويژه كاركنان، گفت: هر يك از كاركنان دانشگاه‌های سراسر كشور نيز می‌توانند تنها در رشته كتابخوانی و درك مفاهيم ثبت نام كنند.

طاهر‌نژاد در مورد هدايای جشنواره گفت: از جمله هدايای پنجمين جشنواره سراسری صحيفه سجاديه سهميه عمره دانشجويی، كمك‌هزينه سفر به عتبات عاليات و مشهد مقدس، تبلت و هارد اكسترنال 500 و 250 گيگابايتی را می‌توان عنوان كرد.

كارشناس فرهنگ و مسئول كانون قرآن و عترت دانشگاه آزاد اسلامی آشتيان گفت: علاقه‌‌مندان می‌توانند جهت ثبت نام و آگاهی كامل از آئين‌نامه جشنواره به پايگاه اطلاع‌رسانی صحيفه به آدرس http://sahife.nahad.ir/ مراجعه كنند.


برای مراجعه به پايگاه اطلاع‌رسانی صحيفه سجاديه اينجا كليك كنيد!


+ نوشته شده دردوشنبه ششم آبان 1392ساعت 11:26توسط فاطمی نوش آبادی |

http://fatemi.persiangig.com/ghaz/right.png

                             صحیفه سجادیه از نگاه مترجم انگلیس آن


صحیفه سجادیه از نگاه مترجم انگلیس آن

«ویلیام چیتیک» نخستین مترجم صحیفه سجادیه به زبان انگلیسی معتقد است که؛ صحیفه سجادیه آموزه‌هایی را ارایه می‌دهد که در سطوح مختلفی، از خداشناسی گرفته تا مسائل اجتماعی، کاربرد دارند.

 

 پروفسور «ویلیام چیتیک» در سال 1943 در شهر ملفورد در ایالت کنتیکت درکشور آمریکا زاده شد. تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته‌ای هنر آغاز کرد. خلال سال‌های تحصیل به ایران سفر کرد و دکترای زبان و ادبیات فارسی را در سال 1974 از دانشگاه تهران گرفت. وی پنج سال در دانشگاه صنعتی شریف به تدریس تاریخ تطبیقی ادیان اشتغال داشت. پس از بازگشت به آمریکا، به مدت سه سال به گروه ویرایش دائرة‌المعارف ایرانیکا پیوست. چیتیک، از سال 1983 تاکنون به تدریس مطالعات دینی در دانشگاه استونی بروک اشتغال دارد. پژوهش در تاریخ تصوف، عمده‌ترین موضوع در کارهای پژوهشی اوست. کتاب «من و رومی» به زبان انگلیسی در ترجمه و توضیح کتاب مقالات شمس تبریزی که در سال 2003 منتشر شد، جایزه جهانی کتاب سال جمهوری اسلامی ایران در بهمن 1383 را دریافت کرد.

به گزارش فارس،ترجمه انگلیسی صحیفه سجادیه همراه با ملحقات، دعاهای ایام هفته، مناجات خمسه عشر و رسالة الحقوق امام سجاد(ع) از آثار ارزشمند چیتیک است که نقشی به سزا در معرفی صحیفه در سطح جهانی داشته است. چیتیک بر این ترجمه، مقدمه‌ای نسبتا مبسوط نگاشته، و درباره امام سجاد(ع) صحیفه و نسخه‌های خطی و شروح آن، دعا در اسلام، توحید، درخواست از خدا، اسماء الحسنی، شکر نعمت‌ها و مطالبی از این دست، سخن گفته است. این ترجمه، ابتدا توسط بنیاد محمدی در انگلستان و سپس انتشارات انصاریان قم ( بهطور افست) منتشر شد.

اهمیت این گفتار، در آن است که دیدگاهی برون دینی درباره صحیفه را نشان می‌دهد. به دلیل طولانی بودن اصل مقاله، تنها بخش‌هایی از آن را که در مورد صحیفه بود، برگیزیدم، که علامت {...} به این اقتباس و انتخاب، اشاره کرد.

{...} عنوان صحیفه سجادیه به معنی کتاب سجاد است. سجاد یکی از القاب زین العابدین است، به معنی کسی که بهط ور دائم در نماز و دعا به سجده می‌رود. این کتاب اغلب با عنوان صحیفه کامله سجادیه ـ کتاب کامل سجاد نیز نامیده می‌شود. و نقل از سعید علی خان شیرازی، مفسر صحیفه سجادیه، واژه کامله نشان دهنده کمال سبک و مضمون این کتاب است. برخی منابع دیگر، دلیل افزوده شدن این صفت را متمایز ساختن این اثر از کتاب دیگری می‌دانند که نسخه ناقص صحیفه محسوب شده و در میان زیدی‌ها رایج و شناخته شده است. اما با توجه به شیوه استفاده از این واژه در مقدمه اثر، چنین احتمالی کمرنگ تر می‌شود (بند 20) صحیفه با عناوین احترام آمیز دیگری چون خواهر قرآن، انجیل اهل بیت، و مزامیر آل محمد نیز خوانده می‌شود.

* طبق روایات و احادیث شیعه، زین‌العابدین مناجات‌های خود راجمع‌آوری کرده و به فرزندان خود به خصوص محمد باقر و زید آموخت

طبق روایات و احادیث شیعه، زین‌العابدین مناجات‌های خود راجمع‌آوری کرده و به فرزندان خود به خصوص محمد باقر و زید آموخت. پس از مدتی این کتاب به طور گسترده‌ای در میان مذاهب مختلف شیعه رواج پیدا کرد. صاحب نظران علم حدیث متن این کتاب را متواتر می دانند. به عبارت دیگر، متن این کتاب از همان ابتدا مورد شناخت عموم بوده و به اشکال و طرق مختلف دست به دست شده و انتقال یافته است ولی اصالت و صحت این اثر هرگز زیر سوال نرفته است.

اما به هر حال، ترتیب و نحوه قرارگیری مناجات‌ها به شکلی است که به ما اجازه می‌دهد با اطمینان کامل، خط تمایزی میان پنجاه و چهار مناجات تشکیل دهنده پیکره اصلی کتاب، مناجات‌های اضافه تشکیل دهنده ضمایم پانزده گانه ( از جمله ادعیه روزهای هفته) و پانزده مناجات یا دعاهای زیر لب قائل شویم. تازگی و طراوت و وحدت مضمون و سبکی را که به طور غیرقابل انکاری در پنجاه و چهار مناجات اصلی وجود دارد در بخش‌های افزوده شده دیگر به خصوص مناجات‌ها نمی‌تانیم ببینیم، چرا که هنرمندی و نظم و ترتیب آگاهانه این مناجات‌ها به نحوی است که وجود ویراستاری را در این میان به ذهن می‌آورد. گفته می‌شود که ضمایم توسط شمس‌الدین محمد بن مکی، معروف به شهید اول ـ نگارنده شهیر کتاب اللمعة الدمشقیه در علم حقوق که در سال 1384‌ق /786 م در حلب کشته شد جمع‌آوری و به کتاب افزوده شده است. پانزده مناجاتی که در چندین ویراست جدیدصحیفه افزوده شده‌اند.

نیز به نظر می‌رسد که توسط علامه محمد باقر مجلسی نویسنده مجموعه ماندگار و جاویدان حدیث شیعه، بحار‌الانوار، به صحیفه اضافه شده باشند.

علاوه بر مناجات‌های اصلی صحیفه، مناجات‌های بسیار دیگری نیز از امام زین‌العابدین وجود دارند که توسط محققین مختلف به همراه مناجات‌های اصلی در مجموعه‌هایی به عناوین صحیفه دوم، صحیفه سوم و به همین ترتیب جمع‌اوری شده‌اند. صحیفه دوم که از نظر حجم مطالب تقریبا به اندازه صحیفه اصلی است با عنوان خواهر صحیفه توسط محمد بن الحسن الحرالعاملی نویسنده کتاب معروف وسائل الشیعه در سال 1643 / 1053، جمع‌آوری گردید. صحیفه سوم نیز توسط نگارنده کتاب ریاض العلماء میرزا عبدالله پسر میرزا عیسی تبریزی معروف به افندی و شاگرد علامه مجلسی، تدوین شد. طولانی‌ترین نسخه به چاپ رسیده از صحیفه، کتاب الصحیفه السجادیه الخامسه (پنجمین صحیفه سجادیه) می‌باشد که توسط محسن الامین، نویسنده معروف و معاصر کتاب عیان الشیعه، گردآوری شده است. این نسخه از صحیفه شامل تمام مناجات‌های موجود در صحیفه‌های پیشین می‌باشد که از این میان 130 مناجات مربوط به صحیفه‌های اول و دوم بوده و 52 مناجات نیز به آنها افزوده شده است. کنستانس پدویک در مطالعات دلسوزانه خود در مورد کتتب ادعیه اسلامی و عبادات مسلمانان از نسخه کامل و نهایی صحیفه پنجم که بیش از ششصد صفحه دارد استفاده کرد.

هر گونه تلاش جدی برای به دست آوردن دلایل تاریخی بر صحت هر کدام از مناجات‌ها و ادعیه موجود در تمام ویراست‌های صحیفه که مبتنی بر بررسی‌های انتقادی جدید نیز باید باشد، وظیفه‌ای دشوار است که در آن مسائل مهم و عمده‌ای نیز باید مورد توجه قرار گیرد. نتیجه چنین بررسی‌ای البته اگر کسی بتواند با مطالعه سایر متون قدیمی تصمیم‌گیری و قضاوت کند احتمالا چنین است که،پس از سالها تلاش سخت و طاقت‌فرسا تنها یک دسته فرضیه در اختیار داریم که با درجات گوناگونی مورد شک و تردید قرار دارند. این موضوع می‌تواند برای محققین غربی و مسلمانان امروزی، که هر دو گروه به هر صورت هیچگونه دخالت و ارتباط مشخصی با مضامین و آموزه‌های صحیفه ندارند، جالب توجه باشد. اما شیوه بیشتر مسلمانان بر این است که به مضمون و محتوای متونی که به صورت احادیث و روایات باشند توجه می‌کنند و چندان توجهی به اینکه براساس حقایق تاریخی چه کسی واقعا آن متن را نوشته، از خود نشان نمی‌دهند. در این رابطه می‌تواند به جمله معروف [امام] علی اشاره کرد که: به آنچه گفته شده است توجه کن و نه به اینکه چه کسی آن را گفته است، زیرا تنها حقیقت بودن یا نبودن کلمات است که واقعا اهمیت دارد. با عنایت بر این نظراگر نویسنده صحیفه کامله، امام سجاد نبوده باشد، نویسنده آن در هر صورت یک مقام و مرجع معنوی است و یا جایگاهی در این سطح دارد. با توجه به تمام این مطالب، دوباره به نقطه آغازین باز می‌گردیم که: با اثری روبرو هستیم که والاترین الهامات را به روح و جان مسلمانان عرضه می‌کند.

* متن اصلی صحیفه که قرن‌ها احادیث و روایات شیعه آن را منتسب به زین‌العابدین می‌دانند، در اختیار ماست

اما به هر صورت می‌توانیم از این نکته خرسند باشیم که متن اصلی صحیفه که قرنها احادیث و روایات شیعه آن را منتسب به زین‌العابدین می‌دانند، در اختیار ماست. یعنی دیگر، در پنجاه و چهار دعای صحیفه، زین‌العابدین را در برابر داریم که بیش از هزار سال است در میان شیعیان شناخته شده است و به شکل‌گیری وضعیت ویژه مذهب شیعه تا به امروز کمک شایانی کرده است. شاید محققین سرانجام به این نتیجه برسند که زین‌العابدین حقایق تاریخی با زین‌العابدین احادیث و روایات متفاوت است، اما این نتیجه‌گیری نیز در حد یک نظریه باقی خواهد ماند، چرا که آزمایش مجدد واقعیت‌های تاریخی غیرممکن است و همچنین این واقعیت‌ها به اندازه ادبیات نمی‌توانند مورد تفسیر قرار بگیرند. پذیرش یا عدم پذیرش صحیفه سجادیه به عنوان یک اثر کاملا اصیل توسط مورخین، تغییری در تأثیر حقیقی و غیرقابل انکار زین‌العابدین و صحیفه براسلام در طول قرون متمادی نخواهد داشت و تصور نیز نمی‌شود که بتواند تغییری در تداوم تاثیر آن بر مسلمانانی که اکنون این اثر را می‌خوانند ایجاد کند. زین‌العابدین واقعی آن کسی که در پس واژه های این کتاب قرار دارد.

*نقش دعا و مناجات

{...} اگر چه بسیاری از دعاهایی که از پیامبر و امامان به ما رسیده‌اند به طور یقین اظهارات قلبی خودجوش آنها بوده اند، اما سایر دعاها باید با هدف بازگویی در شرایط مختلف یا انتقال به مومنین و دینداران نگاشته شده باشند. بیشتر دعاهای پیامبر کوتاه هستند و می‌توانند فی‌المجلس نقل شوند اما برخی از دعاهایی که از امامان رسیده‌اند مانند دعای امام زین‌العابدین برای روز عرفه طولانی بوده و دارای سبک نگارشی بسیار فاخر و پرطمطراقی می‌باشند. حتی اگر این دعاها در ابتدا به صورت خودجوش و خودانگیخته بوده باشند، این حقیقت که آنها به عنوان دعاهایی برای شرایط به خصوص به وجود آمدند نشان دهنده این مطلب است که آنها دست به دست امامان و پیروان آنها رسیده‌اند تا در شرایط مشابه شرایط زمان ادای آنها دوباره تکرار شوند.

* دعا بیان صمیمی و دوستانه «توحید» یا «اذعان به یگانگی خداوند» بود

دانستن شرایطی که در آنها دعاها به وجود آمده‌اند به طور طبیعی غیرممکن است، اما ما به میزان بسیار زیادی در مورد فضای عمومی دوران ابتدایی اسلام اطاعت داریم که می‌تواند به نشان دادن نقش دعا در جامعه آن زمان کمک کند. بسیاری از مسلمانان، که بدون شک بسیار بیشتر از مسلمانان امروزی بوده‌اند، مقدار بسیار زیادی از زندگی کاری خود را وقف نقل قرآن، یادآوری خداوند، و دعا کردن کردند. حتی آنان که مکه و مدینه را به قصد شرکت در جنگ‌هایی به منظور توسعه اسلام و یا شرکت در اداره امپراتوری جدید ترک کردند لزوما از اعمال معنوی چشم‌پوشی نکردند. و برای آنها که خود را وقف عبادت کردند، دعا به منزله گوشت و خون تخیل آنها بود. دعا ابزاری بود که مردم می‌توانستند توسط آن به پروردگار خود بیاندیشند و فکر و یاد او را در تمام فعالیت‌های روزانه خود حاضر نگاه دارند. دعا بیان صمیمی و دوستانه «توحید» یا «اذعان به یگانگی خداوند» بود که به احساسات، عواطف، افکار و ادارکات آنها شکل داد.

در اسلام دعا به عنوان یکی از نخستین چارچوب‌هایی در نظر گرفته می‌شود که در آن روح می‌تواند مطابق با خواست الهی شکل بگیرد و از طریق این چارچوب تمام افکار و مفاهیمی که بر نفس بنیان نهاده شده‌اند به دور ریخته شوند. تأکید فوق‌العاده که در صحیفه بر انجام خواست خدا شده است- همانطور که مسیحیان دعا می‌کنند «خواست تو انجام می‌شود»- محوریتی را برای پروردگار ترسیم می‌کند که تمام خودخواهی‌های شخصی و خواهش‌های فردی که به هر شکل با خواست الهی - خواستی که از سوی شریعت و سنت به آن شکل ملموس و عینی داده شده است- مغایرت دارد را انکار می‌کند. برای مسلمانان آن زمان نیز همانند مسلمانان امروزی اطلاعت پروردگار وابسته به تقلید از آنهایی است که پیش‌تر از این با لطف و راهنمایی پروردگار شکل گرفته‌اند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده دردوشنبه ششم آبان 1392ساعت 9:16توسط فاطمی نوش آبادی |

http://fatemi.persiangig.com/ghaz/right.png

کلیه ی حقوق مادی و معنوی وبلاگ sahifehsajjadieh محفوظ می باشد.
طراحی شده توسط 
کیانی